بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
771
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
تولى يعنى نيستى تو بر خلايق مسلط مگر بر آن كسى كه برگشته از دين حق و كافر شده زيرا كه جهاد با كفار و قتل ايشان بر تو لازم است . و پوشيده نيست كه جهاد با ايشان و قتل ايشان تسلط بر ايشان است بنا برين حكم آيت منسوخ نيست و ميتواند كه استثناء متصل باشد از فذكر اى فذكر جميع الخلق الامن تولى يعنى پند ده جميع خلايق را مگر كسى را كه از دين برگشته باشد و مستحق عذاب اكبر گرديده بنا برين لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ جملهء معترضه است و بروايت على بن ابراهيم عليه الرحمه « لست عليهم بمسيطر يعنى لست عليهم بحافظ و لا كاتب » است يعنى نيستى تو حافظ ايشان و نه نويسندهء افعال و اعمال ايشان حاصل كلام آنكه تو را كارى با كسى نيست مگر با كفار كه در دنيا تو اينها را به عذاب قتل مبتلا گردان كه در آخرت من ايشان را به عذاب جهنم گرفتار خواهم گردانيد إِنَّ إِلَيْنا إِيابَهُمْ بدرستى كه بسوى ماست يعنى بسوى جزاى ماست بازگشت ايشان ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا حِسابَهُمْ پس بدرستى كه بر ما است حساب افعال و اعمال ايشان در روز محشر و گفتهاند كه ذكر اين آيت به جهت رفع تحسر حضرت رسالت پناه است صلى اللَّه عليه و آله بر كفر ايشان گويا كه حق تعالى ميفرمايد كه « طب نفسا و اصبر عليهم و ان عاندوا و كذبوا و جحدوا فان الينا مرجعهم و علينا حسابهم » يعنى نفس خود را خوش دار و صبر كن بر افعال و اعمال ايشان اگر چه با تو عناد ورزند و تكذيب تو كنند و انكار تو نمايند بواسطهء آنكه مرجع و حساب ايشان با ماست و جزا و سزاى ايشان را ما بوجه احسن خواهيم داد و آنچه در كتاب عيون اخبار الرضا از حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه « ان اللَّه تبارك و تعالى يحاسب كل خلق الا من اشرك باللّه فانه لا يحاسب و يؤمر به الى النار » منافات با مضمون اين آيت ندارد چه محتملست كه كفار را حساب باشد و اما جماعة خاص از اهل كفر را كه مشركيناند بدون حساب بجهنم برند و در كتاب احتجاج حديث طولانى در باب احوال اهل قيامت از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده كه بعضى از آن اينست